خرید بک لینک
قدیم ها مشورت تو کارها بیشتر مد بود الان تقریبا دیگه کاربرد آنچنانی نداره . نمی دونم کسایی که مشورت می دن زیادی نصحیت کن شدن به جای مشاوره و یا جوون ها خودشون و عقل کل می دونن و بی نیاز از مشورت بهرحال وضعیت خوبی به نظر نمیاد . چند ماه پیش از روی خیرخواهی می خواستم به یکی از دوستانم مشورت بدم در مورد مسئله ای . (البته بدون اینکه خودش خواسته باشه ). ولی به شدت استرس این و داشتم که براش سوء تفاهم نشه که خدای نکرده قصد و غرضی از این حرفم ندارم و فقط از روی علاقه و خیرخواهی هست . حتی برای همین مشاوره دادن هم با یکی از دوستان عاقل تر از خودم , مشورت کردم . و اون هم نظرش این بود که بهتره از خیرش بگذرم . چون نه تنها فایده ای نخواهد داشت بلکه ممکنه رابطمون هم خراب بشه . متاسفانه یا خوشبختانه علیرغم همه این استرس ها , حرفم و بهش زدم و ازش خواستم تصمیم عاقلانه تری بگیره تا بعدا پشیمون نشه . ولی همونطوری که حدس می زدم نه تنها حرفم تاثیری در عملکردش نداشت , بلکه باعث کدورت بین مون هم شد . الان بعد از چند ماه , رسیده به حرف من و پشیمونه از رفتارش ولی دیگه رابطه ای که بین مون خراب شده ممکنه هیچ وقت ترمیم نشه . فقط می خواستم بگم , نسبت به حرفهایی که از روی خیرخواهی و حسن نیت زده می شده , رفتار صبورانه تری داشته باشیم .

برچسب: نویسنده: کارن شجاعی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 16:39

دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من گر از قفس گریزم، کجا روم، کجا من؟کجا روم؟ که راهی به گلشنی ندارمکه دیده بر گشودم به کنج تنگنا مننه بستهام به کس دل، نه بسته دل به من کسچو تخته پاره بر موج، رها... رها... رها... من ز من هرآن که او دور، چو دل به سینه نزدیکبه من هر آن که نزدیک، از او جدا جدا مننه چشم دل به سویی، نه باده در سبوییکه تر کنم گلویی، به یاد آشنا منز بودنم چه افزون؟ نبودنم چه کاهد؟که گویدم به پاسخ که زندهام چرا من؟ستارهها نهفتم، در آسمان ابریدلم گرفتهای دوست ، هوای گریه با من سیمین بهبهانی

برچسب: نویسنده: کارن شجاعی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 16:39

صفحه بندی